۷ مرداد ۱۴۰۵، ۹:۲۳

واردات چای؛ نبرد «سبد خانوار» با «بقای باغ‌های گیلان»

واردات چای؛ نبرد «سبد خانوار» با «بقای باغ‌های گیلان»

رشت- سالانه ده‌ها هزار تُن چای خارجی وارد ایران می‌شود تا قیمت سبد مصرفی خانوار را مهار کند، اما این سیاست برای چایکاران به معنای از دست دادن بازار، در انبار ماندن و سنواتی شدن محصول است.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها: چای، پس از نفت، پرمصرف‌ترین کالای وارداتی ایران است؛ سالانه نزدیک به ۱۰۰ هزار تن چای خارجی وارد کشور می‌شود، در حالی که تولید داخلی به زحمت به یک‌سوم این رقم می‌رسد. این آمار به‌ تنهایی روایتگر تنشِ پنهانی است که دهه‌هاست در صنعت چای ایران جریان دارد: تنش بین «سبد خانوار ارزان‌تر» و «معیشت چایکاری که ریشه در تاریخ و جغرافیای شمال کشور دارد».

از یک سو، سیاستگذار ناچار است برای کنترل تورم و مدیریت ارز، دریچه‌ های واردات را باز نگه دارد تا چای ارزان سریلانکا، هند و کنیا سفره‌ مردم را پُر کند. از سوی دیگر، هر محموله‌ چای خارجی که به گمرک می‌رسد، برای چایکار گیلانی و مازندرانی، نه یک رقیب تجاری، بلکه زنگ خطری برای بقای باغ‌هایی است که نسل‌ها به آن دل بسته‌اند.

اما ماجرا صرفاً به رقابت قیمت ختم نمی‌شود؛ اینجا پای «کیفیت»، «امنیت غذایی»، «الگوهای مصرف»، «برندسازی» و حتی «مهاجرت روستایی» نیز در میان است.

چای داخلی با هزینه‌ های بالای تولید، کود و دستمزد، در برابر چایِ انبوه و ارزان‌ قیمت خارجی، توان رقابت ندارد، اما ظرفیت‌ های بی‌بدیلی در عطر، طعم و اصالت دارد که اگر به‌ درستی به‌کار گرفته نشود، نه تنها باغ‌ های چای یکی پس از دیگری به باغ کیوی‌ و ویلا تبدیل می‌شوند، بلکه وابستگی کشور به نوسانات قیمت جهانی چای نیز روزبه‌روز افزایش می‌یابد.

واردات چای؛ نبرد «سبد خانوار» با «بقای باغ‌های گیلان»

در این گفتگوی تفصیلی با «محمود هوشیار فرد» عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی و کمیته سلامت و ایمنی محصولات کشاورزی گیلان تلاش می‌کنیم از دل آمار و سیاست‌ ها، به پرسش‌های اساسی پاسخ دهیم: چرا دولت همچنان اجازه واردات چای را می‌دهد؟ آیا این تصمیم، یک «ضرورت اقتصادی» است یا «غلبه‌ مصرف بر تولید»؟ و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان از «تهدید واردات» راهی به سوی «فرصت برندسازی» یافت؟ همراه ما باشید.

*با توجه به تنش‌های موجود، سوال اول این است که منطق سیاستگذار برای مدیریت یا مجاز دانستن واردات چای چیست؟ آیا واقعاً راهی جز واردات وجود ندارد؟

سیاستگذار معمولاً از دو منظر به واردات چای نگاه می‌کند: اول، مدیریت ارز و کنترل تورم؛ دوم، تراز تجاری. چای یک کالای پرمصرف است. اگر تولید داخل پاسخگوی نیاز نباشد یا قیمت آن در بازار داخلی به‌شدت بالا برود، واردات می‌تواند عرضه را افزایش و قیمت نهایی را کاهش دهد. این کار در کوتاه‌مدت فشار تورمی را کم می‌کند.

همچنین با تعرفه‌ های گمرکی، سعی می‌شود تعادلی برقرار شود که هم نیاز بازار تأمین شود و هم تولید داخل به‌ کلی از بین نرود. اما این تعادل، بسیار شکننده است.

*یعنی واردات برای تولید کننده یک «تهدید» محسوب می‌شود؟ چقدر این تهدید جدی است؟

بسیار جدی. برای چایکاران و کارخانجات فرآوری، واردات صرفاً یک مسئله‌ی تجاری نیست؛ یک بحران بقا است. چای وارداتی به دلیل تولید انبوه و هزینه‌ پایین در کشورهای مبدأ، قیمت رقابتی‌تری دارد.

وقتی این چای ارزان وارد بازار می‌شود، چای گیلان که هزینه‌ های تولیدش بالاست، توان رقابت ندارد. نتیجه؛ انباری شدن چای داخلی، کمبود نقدینگی کارخانه‌دار، تأخیر در پرداخت پول چایکار، و در نهایت مهاجرت و تغییر کاربری باغ‌ها. کشاورز وقتی می‌بیند محصولش به قیمت پایین فروخته می‌شود یا اساساً بازار را چای خارجی گرفته، انگیزه‌اش را از دست می‌دهد.

این یعنی کاهش سطح زیرکشت، افت کیفیت برگ سبز و در بدترین حالت، ویلاسازی به جای باغ چای. این یک بحران بلندمدت برای امنیت غذایی و هویت کشاورزی منطقه است.

*به نظر می‌رسد با چند تضاد بزرگ روبروییم. مهم‌ترین چالش‌های واردات چای از نگاه شما چیست؟

دست‌ کم سه تضاد بزرگ وجود دارد. نخست، تضاد بین «قیمت برای مصرف‌ کننده» و «بقای تولید کننده» است. مصرف‌ کننده چای ارزان می‌خواهد، اما تولید کننده هزینه‌ های بالایی دارد.

سیاستگذار همیشه بین ارزان‌ نگه‌ داشتن سبد کالایی و حمایت از تولید ملی گیر می‌کند. دوم، مسئله‌ کیفیت و سلامت است. چای‌ های ارزان‌ قیمت وارداتی گاهی با استانداردهای پایین‌تری وارد می‌شوند، در حالی که تولید کننده داخلی ملزم به رعایت استانداردهای سخت است.

این رقابت نابرابر، تولید کننده‌ مقید را بازنده می‌کند. سوم، وابستگی به نوسانات جهانی؛ وقتی واردات زیاد شود، امنیت چای کشور از کنترل داخلی خارج می‌شود و به سیاست‌ های کشورهای صادرکننده گره می‌خورد.

*با این تفاسیر، راهکارهای سیاستی پیشنهادی شما برای تبدیل واردات از «بحران» به «مکمل» چیست؟

چند راهکار کلیدی داریم. اول، تعرفه‌های هوشمند؛ یعنی تعرفه‌ گمرکی بر اساس میزان تولید داخلی تنظیم شود. در سال‌های تولید بالا، تعرفه افزایش یابد تا بازار در اختیار تولید داخل باشد. دوم، به‌ جای واردات چای آماده، روی برندسازی و توسعه‌ زنجیره‌ی ارزش تمرکز کنیم.

واردات چای؛ نبرد «سبد خانوار» با «بقای باغ‌های گیلان»

بازار را به دو بخش تقسیم کنیم: بازار انبوه که رقابت در آن با چای خارجی ممکن نیست، و بازار تجربی که مشتری به دنبال عطر، طعم و سلامت است. چای گیلان باید در بخش دوم رقابت کند؛ رقابت بر سر «ارزش، کیفیت و اصالت»، نه ارزانی.

اما برندسازی نیازمند سرمایه‌ گذاری در تحقیق و توسعه، طراحی، بازاریابی، آموزش کشاورز و فناوری است. سوم، حمایت از زیرساخت‌ ها و کاهش هزینه‌ های تولید مانند نهاده و انرژی، تا فاصله‌ قیمت چای داخلی با خارجی کمتر شود.

*تأثیر این سیاست‌ها بر معیشت چایکار و قیمت خرید برگ سبز چگونه خواهد بود؟

قیمت خرید برگ سبز مستقیماً تحت تأثیر قیمت چای خشک در بازار است. وقتی بازار از چای وارداتی اشباع می‌شود، قدرت چانه‌زنی کارخانه‌دار کاهش می‌یابد و او برای رقابت، فشار را به چایکار منتقل می‌کند. حتی اگر دولت قیمت تضمینی اعلام کند، گاهی این قیمت با تورم و هزینه‌ های واقعی تولید همخوانی ندارد و کشاورز با حاشیه‌ سود بسیار ناچیزی محصولش را می‌فروشد.

بنابراین، واردات فشار مضاعفی بر حاشیه‌ی سود چایکار وارد می‌سازد. اما برندسازی تخصصی می‌تواند این معادله را تغییر دهد؛ چای گیلان را از یک کالای عمومی و ارزان به محصولی منحصر به‌ فرد و ارزشمند تبدیل کند. هدف این است که به سمت چای تخصصی و برندسازی بر اساس کیفیت و فرآیند حرکت کنیم، نه رقابت در قیمت.

*با این حساب، به نظر می‌رسد آینده‌ چای ایران در گرو تغییر نگاه از «تولید انبوه» به «ارزش‌آفرینی» است. سخن پایانی؟

دقیقاً. صنعت چای ایران ظرفیت‌ های بی‌نظیری دارد که اگر با برندسازی، آموزش و حمایت هوشمندانه همراه شود، نه تنها از تهدید واردات عبور می‌کند، بلکه می‌تواند به یک محصول صادراتیِ باکیفیت و افتخارآمیز تبدیل شود.

اما این مسیر زمان‌بر است و نیاز به اراده‌ جمعی، از سیاستگذار تا چایکار، دارد. واردات را نمی‌توان یک‌ باره قطع کرد، اما می‌توان آن را مدیریت کرد تا به جای تخریب، به بهبود و ارتقای تولید داخلی کمک کند. کلید موفقیت، تغییر میدان رقابت از «قیمت» به «کیفیت و اصالت» است.

کد مطلب 6902415

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha